تولید؛ پشتیبانی ها، مانع زدایی ها

Central Union of Rual Production Cooperative Companies of Iran

تولید؛ پشتیبانی ها، مانع زدایی ها

۰۲۱۸۸۸۵۲۸۷۰

youtube twitter facebook

تاریخ نوشته :

16 تیر 1400

کشاورزی قراردادی

علی خسروی- کارشناس کشاورزی

مفهوم کشاورزی قراردادی پیشینه‌ای طولانی در نظامهای اقتصادی دارد، اما در سال‌های اخیر مورد توجه قرار گرفته و جایگاه ویژه‌ای در سیاست‌های کشاورزی به‌ویژه در کشورهای در حال توسعه پیدا کرده است. کشاورزی قراردادی بخشی از مجموعه‌ای بزرگتر از ابزارها و مکانیزم‌های بازار در بخش کشاورزی به شمار می‌رود. به همین دلیل در بررسی مفهوم کشاورزی قراردادی بهتر است که ابتدا ابزارها و نظام‌های بازار به‌عنوان یک سیستم جامع‌تر مورد بررسی قرار گرفته و نقش و جایگاه کشاورزی قراردادی در درون این سیستم تعیین شود. شاید مهمترین دلیلی که مطالعه، طراحی و استقرار نهادهای بازار بویژه در کشورهای در حال توسعه را الزامی می‌‌کند، نقش آنها در توسعه متوازن بخش کشاورزی با توجه به روند تغییرات این بخش است. به بیان دیگر، وجود و توسعه نهادهای بازاری در کشاورزی موجب می‌شود تا توزیع منافع حاصل از تجاری شدن کشاورزی با توازن بیشتری انجام شده و دسترسی به فرصت‌های ناشی از تجاری شدن برای تعداد بیشتری از فعالان بخش فراهم شود.

در این نوشته سعی شده است تا قسمتی از مفاهیم مرتبط با کشاورزی قراردادی به‌عنوان یک مکانیزم بازاری در توسعه این بخش مطرح شده و به ویژه مزیت‌های توسعه آن برای کشاورزان و مجموعه تولید کشور بیان شود. از آنجا که کشاورزی قراردادی اساسا به‌عنوان یک ابزار مدیریت ریسک‌های بخش کشاورزی شناخته می‌شود لذا پیش از توصیف آن، به‌طور اختصار به ریسک‌های کشاورزی و شیوه‌های مدیریت آنها اشاره می‌شود.

ریسک و مدیریت آن در کشاورزی

فعالیت کشاورزی با ریسک‌های مختلف اعم از ریسک‌های تولید، ریسک‌های ناشی از اقلیم و حوادث طبیعی، ریسک‌های اقتصادی و غیره همراه است. یک کشاورز روزانه با شرایط متغیر از قیمتها، عملکرد و دیگر مواردی که درآمد و رفاه او را تحت تاثیر قرار می‌دهد، روبرو است. پیامد تصمیمات و یا رخدادها نیز اغلب مدتها بعد مشخص می‌شوند و از ابتدا معلوم نیست که آیا اوضاع را بدتر می‌کنند یا بهتر. به‌عنوان مثال، زمانی که عملکرد کلی محصولات خوب است و یا تقاضا برای صادرات تغییر می‌کند، قیمت‌های مزرعه ممکن است به میزان زیادی تغییر کنند و کشاورزان ممکن است درآمدی بسیار متفاوت از انتظاراتشان داشته باشند.

در مباحث مربوط به ریسک‌های کشاورزی، اغلب بر مخاطرات محیطی و طبیعی بسیار تاکید می‌شود.این گونه مخاطرات کماکان از منابع اصلی ریسک بوده و روندها نشان می‌دهند که در آینده نیز بخش قابل توجهی از چالش‌های بخش کشاورزی به‌ویژه در کشورهای در حال توسعه مربوط به این گروه از پدیده‌ها هستند. اما مخاطرات مربوط به بازار و اقتصاد نیز از مهمترین منابع ریسک در حال و آینده به حساب می‌آیند. قیمت کالاهای کشاورزی کاملا در نوسان است و این نوسانات خود از شوک‌های درونی و بیرونی بازار ناشی می‌شوند. بازارهای کشاورزی محدود و بسته، اغلب تحت تاثیر عرضه و تقاضای محلی هستند، اما بازارهای بزرگ یا یکپارچه با سایر بخش‌ها به میزان قابل توجهی از تغییرات تولید و عرضه در سطوح بالاتر ملی و بین المللی تبعیت می‌کنند. این تفاوت‌ها موجب پیچیدگی‌های فزاینده‌ای در درک پویایی مکانیزم‌های بازار و تاثیر آنها بر ریسک‌های اقتصادی می‌شود. به‌عنوان مثال، در بازارهای محلی ریسک قیمت‌ها تحت تاثیر روند طبیعی نوسانات بازار است که در آن افزایش تولید سالیانه منجر به کاهش قیمت و بالعکس می‌شود. در بازارهای بزرگتر و یکپارچه، کاهش قیمت‌ها مرتبط با شرایط عرضه محلی نیست و بنابراین شوک‌های قیمتی ممکن است تولید کنندگان را به میزان بیشتر و در زمان‌های طولانی‌تر تحت تاثیر قرار دهد. فرآیندهای پس از تولید مانند امکانات ترابری و یا نگهداری نیز از عوامل ایجاد مخاطرات برای تولیدکنندگان است. علاوه بر فقدان زیرساختارها، نبود بازارهای توسعه یافته منبع مهمی از ریسک برای کشاورزان در بسیاری از کشورهای در حال توسعه است.

در چگونگی طراحی و تدوین سیاست‌های مناسب برای مدیریت ریسک، بررسی راهبردها و مکانیزم‌هایی که توسط تولید کنندگان کشاورزی برای مواجهه با ریسک‌ها بکار گرفته می‌شوند، درک تمایز بین مکانیزم‌های رسمی و غیر رسمی و همچنین راهبردهای پیشگیرانه و حین بحران بسیار مهم است. راهبردهای غیر رسمی، ترتیباتی هستند که مربوط به افراد، خانوارها و گروه‌های اجتماعی یا روستایی بوده و در حالی که راهبردهای رسمی در برگیرنده فعالیت‌های مبتنی بر بازار و مکانیزم‌هایی هستند که توسط دولت یا کل جامعه بکار گرفته می‌شوند. در جدول شماره 1 به برخی از این مکانیزم ها اشاره شده است.

                                                        جدول شماره 1: طبقه بندی استراتژی های مدیریت ریسک بر اساس کاربران

کاربرد ابزارهای مدیریت ریسکاستراتژی بهره برداراناستراتژی بازاراستراتژی دولت
گریز از ریسک(کاهش احتمال آسیب یا رخداد حوادث)استفاده از انواع فن آوریآموزش مدیریت ریسکسیاستهای کلان اقتصادیجلوگیری از رخدادها(مانند کنترل سیلاب)جلوگیری از طغیان بیماری‌های دامی(مانند قرنطینه)
کاهش اثرات ریسک(کاهش تاثیرات بالقوه ریسک ها پیش از رخداد)تنوع در تولیدکشت مشترک(بین کشاورزان)کار خارج از مزرعهقراردادهای آتی و توافقیتسهیم ریسک (مانند بیمه)ادغام عمودیقراردادهای کشت و بازاریابیگسترش فروشکاهش مالیات‌هاکنترل مرزها (مانند شرایط طغیان بیماری ها)
مقابله با ریسکاستقراض از همسایگان و خانوادهکمکهای غیر رسمی محلفروش دارایی‌هادریافت وام از بانک‌ها کمک‌های حوادث غیر مترقبهکمک‌های مستقیمبرنامه‌های پشتیبانی از کشاورزی

همانگونه که ملاحظه می‌شود، در عمل روشهای رسمی و غیررسمی متعددی برای مواجهه با ریسک و مدیریت آنها به‌کار گرفته می‌شوند که در این میان روش‌های بیمه‌ای، مکانیزم‌های ادغام عمودی و افقی و نظام‌های قراردادی از مهمترین ابزارها و رهیافت‌های مبتنی بر نهادهای بازار(اغلب غیردولتی) به شمار می‌روند. شرایط پیاده سازی این رهیافت‌ها و نیز اثربخشی آنها بسیار با یکدیگر متفاوت بوده و انتخاب یک یا چند روش مدیریت ریسک تحت تاثیر عوامل متعدد درون و برون‌بنگاهی است. همچنین باید توجه داشت که وقتی صحبت از ابزارهای مدیریت ریسک می‌شود به این معنی نیست که این مکانیزم‌ها یا ابزارها صرفا برای مواجهه با مخاطرات اقتصادی کسب‌وکار مثلا افت یا افزایش قیمت‌ها به کار می‌روند بلکه کارکرد اصلی این مکانیزم‌ها ایجاد توازن در بازار است. کارکرد مذکور توسط افراد و نهادهایی انجام می‌شود که از طریق ورود به بازار مدیریت ریسک برای خود ارزش اقتصادی ایجاد می‌کنند. به‌عنوان مثال، برخی نهادهای بازار از طریق مشارکت در ریسک(مانند بیمه) سود می‌برند و برخی دیگر از طریق پذیرش ریسک‌های محتمل و انتقال ریسک از یک نهاد به نهاد دیگر(مانند بازارهای توافقی) به سود دست پیدا می‌کنند. به گفته دیگر، این مکانیزم‌ها و نهادهای سازمان‌دهنده مرتبط با آنها در طول زنجیره تامین قرار گرفته و موجب می‌شوند تا بازار از حالت تنش خارج شده و می‌توان گفت که رونق، ثبات و توسعه بازار و بطور کلی بخش کشاورزی را باعث می‌شوند. به همین دلیل وجود و گسترش این نهادها شاخصی از توسعه‌یافتگی بخش کشاورزی در یک کشور نیز به شمار می‌رود. همچنین ناکارآمدی نسبی استراتژی‌های مداخله‌گری دولت در مدیریت ریسک نیز لزوم توسعه مکانیزم‌های مبتنی بر بازار را بیش از پیش نشان می‌دهد. در این میان می‌توان گفت که از ابعاد مختلف کشاورزی قراردادی مهمترین استراتژی موجود برای ایجاد توازن در زنحیره تامین بخش کشاورزی به شمار می‌رود.

تعریف کشاورزی قراردادی

با توجه به شرایط اقتصادی و نظام‌های کشاورزی در هر کشور می‌توان تعاریف متعددی برای کشاورزی قراردادی ارائه کرد. به‌عنوان مثال، از دیدگاه بهره‌برداری می‌توان تاکید بیشتری بر کشت قراردادی کرد که نوع خاصی از نظام کشاورزی قراردادی به حساب می‌آید. بر این اساس، بعضی از تعاریف ارائه شده به شرح زیر است:

–         کشت قراردادی یک تعامل دوجانبه بین یک شرکت و یک تولیدکننده در قالب یک توافق آتی با شرایط و الزامات معین و حقوق مادی مشخص در قبال کارکردهای معین می‌باشد که اغلب در آن مشخصات محصول از قبیل حجم، کیفیت و زمان تحویل قید می‌شود(Catelo and Costales,2008).

–         کشت قراردادی یک شیوه حد واسط از معامله است که در آن شرایط مبادله در بین طرفین بر اساس یک توافق رسمی و الزام‌آور تعیین شده است. مشخصات مبادله کمابیش تعیین شده است و شامل اموری مانند فن‌آوری تولید، تعیین قیمت، تسهیم ریسک و دیگر مشخصات محصول و شرایط مبادله است(Da Silva,2005).

–         عملیات تولیدی کشاورزی است که بر اساس یک توافق قبلی که در آن کشاورز متعهد به تولید یک محصول به شیوه مشخص بوده و خریدار نیز متعهد به خرید آن است(Minot,2007).

–         یک قرارداد بین کشاورزان و شرکتها اعم از شفاهی یا کتبی که یک یا چند شرط برای تولید یا بازاریابی یک محصول کشاورزی در آن ذکر شده است(Roy,1963).

–         قراردادی بین کشاورز و شرکت اعم از شفاهی یا کتبی که در آن یک یا چند شرط برای تولید و یک یا چند شرط برای بازاریابی یک محصول کشاورزی ذکر شده و غیر قابل انتقال است(Rehber,2007).

–         قراردادی اعم از شفاهی یا کتبی بین یک کشاورز و یک شرکت است که در آن تامین منابع و یا شرایطی برای تولید به همراه شرایطی برای بازار یابی یک محصول کشاورزی تعهد شده و غیر قابل انتقال است.

به‌عنوان یک تعریف عمومی می‌توان گفت که قرارداد رسمی بین تولیدکننده و خریدار(عموما یک صادرکننده یا شرکت فرآوری محصولات) که به صورت قرارداد بین تولید کننده و سیستم بازاریابی است، کشاورزی قراردادی نامیده می‌شود.

با توجه به انواع قراردادهای مذکور، کشت قراردادی در برگیرنده انواع قراردادهای زیر است:

1)      قراردادهای تامین نهاده ها

2)      قراردادهای مدیریت تولید

3)      قراردادهای مدیریت تولید و منابع

قراردادهای بازاریابی (صرفا بازاریابی که در آنها حداقل یک شرط تولیدی وجود ندارد) در نظام کشاورزی قراردادی قرار نمی‌گیرند. البته اگر قرارداد بازاریابی برخی توصیه های فنی مرتبط با فرآیندهای تولید محصول را در بر گیرد می‌تواند آن را نوعی قرارداد مدیریت تولید و در نتیجه نوعی از کشت قراردادی نامید.

البته تعاریف دیگری نیز ارائه شده که در آنها اجزای بیشتری از نظام کشت قراردادی ذکر شده اند که در تعریف بالا بصورت دقیق دیده نمی شود. بعنوان مثال، اینکه قرارداد یا توافق دارای یک مدت مشخص است، توافق پیش از آغاز عملیات تولیدی امضا می‌شود، قرارداد برای تولید یک محصول زراعی یا پرورش دام در زمینی است که تحت مالکیت یا کنترل کشاورز می باشد، تولید کننده حق قانونی برای واگذاری محصول ندارد، به لحاظ قانونی، تولید کننده یک طرف قرارداد بوده و بعنوان کارگر یا شریک شرکت محسوب نمی‌شود. با در نظر گرفتن این عناصر، می‌توان یک تعریف جامع و کامل از کشت قراردادی را بصورت زیر ارائه نمود:

“قراردادی است که برای یک مدت معین بین یک کشاورز و یک شرکت بصورت شفاهی یا کتبی پیش از آغاز فرآیند تولید منعقد شده و منابعی را برای کشاورز فراهم و همراه با شرط یا شرایطی را برای تولید، شرایطی را برای بازاریابی محصول کشاورزی که در زمین تحت مالکیت و یا کنترل کشاورز تولید شده تعیین می‌کند. این قرارداد غیر قابل انتقال بوده و برای شرکت و نه برای کشاورز حقوقی قانونی بر محصول تولیدی ایجاد می‌کند.”

کشاورزی قراردادی رابطه‌ای سیستمی با بسیاری از ابعاد اقتصادی و فنی بخش کشاورزی به‌ویژه دست اندرکاران مستقیم وغیرمستقیم زنجیره تامین دارد. به‌عنوان مثال، استانداردهای کشاورزی(اعم از استانداردهای کیفیت، سلامت، عملیات بهینه و غیره) ارتباط مستقیمی با موضوع کشاورزی قراردادی دارد. این بدان معنی است که طراحی و استقرار نظام‌های قراردادی مستلزم وجود یا شکل گیری نظام استانداردهای کشاورزی نیز هست.

مزیت های کشاورزی قراردادی

کشاورزان، کشاورزی قراردادی را ابزاری برای مدیریت ریسک‌های تولید و بازاریابی می‌دانند. در واقع، بستن قرارداد اساسا روشی برای تقسیم ریسک بین کشاورز و شرکت است. در فرآیند قرارداد، ریسک‌های تولید و بازاریابی کشاورزان به دلایل زیر کاهش می‌یابد:

–         نهاده‌ها توسط شرکت تامین شده ودر نتیجه عدم قطعیت ناشی از دسترسی به هنگام به نهاده‌ها، کیفیت و تامین هزینه آنها کاهش می‌یابد. مشکلات مربوط به بازار نهاده‌ها به دلیل تامین آنها توسط شرکت و صرفه‌های مقیاس ناشی از خرید حجم زیادی از آنها به‌صورت یکجا(و با قیمت پایین تر) تا حد زیادی رفع می‌شود. کیفیت نهاده‌ها و تناسب آنها با محصولات نیز در این رابطه بیشتر رعایت شده و منجر به افزایش تولید و درآمد می‌شود. خدماتی مانند مکانیزاسیون و یا ترابری نیز گاهی بوسیله شرکت‌ها انجام می‌شوند. در بسیاری از موارد، نبود رابطه قراردادی سبب می‌شود که کشاورزان نتوانند عملیات آماده‌سازی زمین، کشت و برداشت را انجام داده و یا هزینه بالایی برای انجام آنها بپردازند. (یا بر عکس، عملیاتی که انجام آنها برای یک کشاورز منفرد هزینه بر یا غیر ممکن است را با اتکا با قرارداد، انجام دهد)

–         کمکهای فنی و تکنولوژیکی توسط شرکت‌های طرف قرارداد انجام شده و منجر به تولید بهتر محصولات می‌شود. بدون این کمکهای فنی، کشاورزان تمایلی به تولید محصولات کمتر شناخته شده یا جدید نخواهند داشت. همچنین، یک مزیت دیگر کشاورزی قراردادی برای کشاورزان، تسهیل گذار از کشاورزی معیشتی به کشاورزی تجاری است که یک روند توسعه‌ای در بخش کشاورزی و اقتصاد به شمار می‌رود.

–         مهارت‌های مدیریتی و تولیدی در مزرعه از طریق کمک‌های فنی در کشاورزی قراردادی افزایش می‌یابند و این مهارت‌ها حتی در تولید محصولات غیرقراردادی هم بسیار موثر است. این تاثیرات جنبی مثبت در بسیاری از موارد به‌ویژه شرایطی که هم محصولات نقدی و هم محصولات معیشتی(سنتی) توسط کشاورزان تولید می شوند، مشاهده شده است.

–         با توجه اینکه بازار محصولات تا حد زیادی تضمین شده است، لذا هزینه‌های مبادله‌ای از قبیل جستجو برای یافتن بازار و خریدار کاهش می‌یابد. در این حالت، به‌ویژه کشاورزان خرده پا از کاهش ریسک‌های بازاریابی سود می‌برند چرا که دسترسی آنها به بازار اغلب محدود است.

–         عدم قطعیت ناشی از قیمت فروش در این حالت کاهش می‌یابد چرا که قراردادها اغلب قیمت محصول را در ابتدای فصل تولید مشخص می‌کنند. اگرچه برخی فرمول‌های تعیین قیمت که در برخی از انواع قراردادها اعمال می‌شود، درجه‌ای عدم قطعیت را به همراه دارد و قیمت نهایی وابسته به قیمت محصول در بازارهای بین‌المللی یا داخلی است اما این روال چندان معمول نیست و قیمت‌ها تا حد قابل توجهی قابل پیش‌بینی است.

–         با کاهش ریسک‌های تولیدی و بازاری، ثبات درآمدی برای کشاورزان به وجود می‌آید. اگر قرارداد درازمدت باشد(یعنی ماهیتی درازمدت داشته باشد) کشاورزان می‌توانند از تداوم درآمدهای خود تا حد زیادی اطمینان داشته و به‌ویژه بتوانند تصمیم‌گیری و برنامه‌ریزی‌های بهتری برای سرمایه‌گذاری یا هزینه‌های خود داشته باشند.

–         دسترسی کشاورزان به اعتبارات بسیار آسان‌تر خواهد بود. در شرایط قرارداد، سرمایه در گردش لازم برای کشاورزان از طریق عرضه نهاده‌ها توسط شرکت تامین می‌شود. علاوه بر آن، در بسیاری موارد شرکت‌های طرف قرارداد و یا سیستم بانکی اعتبارات دیگری را نیز برای تامین ماشین آلات، احداث ساختمان و غیره در اختیار کشاورزان قرار می‌دهند. این مبادلات بر اساس ضمانت‌های رسمی تجاری بین وام گیرنده و شرکت انجام می‌شوند تعهدات طرفین در آن مشخص شده است. بنابراین، در نظام قراردادی، هم تامین سرمایه در گردش و هم سرمایه ثابت تسهیل می‌شود چرا که برای بانک‌ها، تعهدات قرارداد به عنوان ضمانت وام کافی است.

–         محصولات جنبی تولیدات کشاورزی در کشت قراردادی در قراردادها به شمار نیامده و منبع درآمد اضافی است. به‌عنوان مثال، کودهای مرغداری و یا کنجاله چغندرقند نمونه‌هایی است این منافع جنبی هستند.

از سوی دیگر، کشاورزی قراردادی فرصت‌های متعددی هم برای کشاورزان و هم شرکت‌ها ایجاد می‌کند که به‌عنوان نمونه می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

1-     اطمینان از تامین مواد لازم به مقدار و کیفیت مورد نظر(کاهش وقت و هزینه برای انتخاب و جداسازی محصول و ارزیابی)

2-     انتقال ریسک تولید(کلیه ریسک های پیش از تحویل) به کشاورزان

3-     کنترل بیشتر بر فرآیند تولید و ویژگی‌های محصول برای تطبیق هر چه بیشتر با استانداردها و ملاحظات مصرف کنندگان

4-     کاهش هزینه‌های هماهنگی برای تامین و تحویل محصولات

5-     انعطاف‌پذیری بیشتر در افزایش یا کاهش تولید(به دلیل اینکه دارایی‌های ثابت کمتری در زنجیره وجود دارد در مقایسه با شرایط ادغام کامل عمودی)

6-      صرفه‌های مقیاس در تدارکات

علاوه بر اینها، پایین‌تر بودن ریسک‌های مستقیم تولیدی موجب بهبود وضعیت اعتباری شرکت شده و به آن امکان می‌دهد.

از سوی دیگر، فرصت‌های متناسب با کشاورزان نیز باید مورد توجه قرار گیرند :

–         کشاورزی قراردادی می‌تواند اعتماد بیشتری نسبت به قیمت‌گذاری ایجاد نماید(به نحوی که رقبا کمتر به این اطلاعات دسترسی دارند). همچنین، کشاورزی قراردادی به دلیل ارتباط سیستمی با برنامه‌ها و پروژه‌های توسعه ملی جایگاهی قانونی در برنامه‌ها دارد.

–         دسترسی به بازار قابل اتکا فراهم می‌کند.

–         ساختار قیمت گذاری تضمینی و با ثبات را ایجاد می‌کند.

–         از دیدگاه وسیع‌تر، کشاورزی قراردادی درهای بازارهای جدید را بر روی یک تولیدکننده باز می‌کند و امکان انتقال تکنولوژی و مهارت‌های مختلف را به‌ویژه برای محصولات دارای ریسک بالا فراهم می‌کند. این نظام به کشاورزان کمک می‌کند تا استانداردهای مختلف بهداشتی و حفظ نباتات را اعمال و اجرا کنند.

همان‌گونه که اشاره شد، مهمترین فرصتی که کشاورزی قراردادی برای مزارع ایجاد می‌کند، امکان کسب درآمد بیشتر است. اما این تنها معیار برای مزیت آن نیست. به نظر می‌رسد که ثبات درآمدی و توسعه دانش فنی در میان سایر عوامل، مهمترین دلایلی هستند که کشاورزان را به ورود به نظام کشاورزی قراردادی ترغیب می‌کند. تاثیراتی مانند توسعه تجاری شدن کشاورزی کوچک مقیاس نیز به‌ویژه از دیدگاه مدیریت بخش کشاورزی بسیار حائز اهمیت است.

اشتراک گذاری :

اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در google
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در pinterest

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

X